در زمینی که ضمیرِ من و توست

از نخستین دیدار، هر سخن، هر رفتار

دانه هاییست که می افشانیم

برگ و باریست که می رویانیم

آب و خورشید و نسیمش «مِهـــر» است

گر بدان گونه که بایست به بار آیـَد

زندگی را به دل انگیزترین چهره بیــارایَد...

"فریدون مشیری"
Home Email Profile Design
Authors

Daily Links

Friends

ادبیات ماندگار زندگی
درباره زیبایی های وصف ناپذیر...

من تماشای تو می کردم و غافل بودم

کز تماشای تو خلقی به تماشای منند 

گفته بودی که چرا محو تماشای منی

و چنان محو که یکدم مژه بر هم نزنی

مژه بر هم نزنم تا که ز دستم نرود

ناز چشم تو به قدر مژه بر هم زدنی

هوشنگ ابتهاج(سایه)

 ***دوستان برای نمایش بهتر فونت وبلاگ درصورتی که فونت یکان رو ندارید از اینجا دانلود کنید. 


جمعه نوزدهم اردیبهشت 1393 12:2 atousa

مردن در این بادیه رویاست با حسین

راه طواف کعبه از اینجاست با حسین

گاهی عطش نشانه ی سیراب بودن است

 وقتی دلی به وسعت دریاست با حسین

سرنیزه های لشکر شب را نگاه کن

 سرهای این قافله بالاست با حسین

با خون خود به قله ی تاریخ رفته است

زخم تمام مردم دنیاست با حسین

آزادگی به قیمت خون می شود شبی

 این آخرین وسوسه ی ماست باحسین...

                                                                 روزبه بمانی

+فرارسیدن ماه محرم خدمت شما دوستان عزیز تسلیت عرض میکنم...

پ.ن:تصویر از بهرنگ نامداری عزیز؛طراح خوب کشورمون...


پنجشنبه هشتم آبان 1393 17:25 atousa

دیشب بدون تردید بهترین روز زندگی من بود...دیدار با مردی که واژه ها تسلیم او شدند...مردی که با ترانه برای همه ی ما خاطره سازی کرده گرچه حتی بیشتر ما نامش رو هم نشنیدیم و همیشه بهش بی لطفی کردیم(از طریق سانسور نامش و یا بی احترامی های متعدد...)...آقای واژه ها...روزبه بمانی...ترانه های زیادی سروده که دائما" با خودمون زمزمه می کنیم...ترانه های آلبوم عاشقانه های احسان خواجه امیری...تقدیر،شهید،شهید آب و آتش...یه تیکه زمین...هرجای دنیایی،سازش،ماه عسل ،منورها کن،حراج،اعجا،زسراب ردپای تو و ... انقدر این ترانه های ماندگار زیاد هستند که نام بردن از اونها بسیار دشوار و شاید حتی غیر ممکنه...دیروز در تماشاخانه ی ایرانشهر پس از هنرنمایی فوق العادشون در تئاتر "کسی نیست همه داستان ها را به یاد آورد" باهاشون ملاقات کردم...یک هنرمند فروتن و مهربان و خوشرو  که لحظه  لحظه از دیدارشون لذت می برید...موفق شدم ازشون امضا بگیرم و کناراین مرد بزرگ عکس بندازم...این پست رو گذاشتم تا شاید تونسته باشم درحد آشنایی شما با نام ایشون(که البته احتمال اینکه نامشون رو شنیده باشید هم زیاده..)هواداریم رو ثابت کنم...درپایان شما رو به خوندن این ترانه ی زیبا از آقای واژه های دعوت می کنم که ایشون به نوعی معشوق رو خورشید فرض کرده که سراسر عاشقانه ست ...

شب از مهتاب سر میره 
تمام ماه تو آبه
شبیه عکس یک رویاست 
تو خوابیدی جهان خوابه
زمین دور تو می گرده 
زمان دست تو افتاده
تماشا کن سکوت تو 
عجب عمقی به شب داده
تو خواب انگار طرحی از 
گل و مهتاب و لبخندی
شب از جایی شروع می شه 
که تو چشماتو می بندی
تو رو آغوش می گیرم 
تنم سر ریز رویا شه
جهان قد یه لالایی 
توی آغوش من جا شه
تورو آغوش می گیرم 
هوا تاریک تر می شه
خدا از دست های تو 
به من نزدیک تر می شه
زمین دور تو می گرده 
زمان دست تو افتاده
تماشا کن سکوت تو 
عجب عمقی به شب داده
تمام خونه پر می شه 
از این تصویر رویایی
تماشا کن ، تماشا کن 
چه بی رحمانه زیبایی


Tags : آقای واژه ها , برام هیچ حسی شبیه تو نیست , روزبه بمانی
سه شنبه بیست و پنجم شهریور 1393 15:2 atousa

درود...دوستان عزیز گمان کنم این  آخرین پست شهریورماه و به عبارتی آخرین پست تابستون باشه...!

غزلی  از هوشنگ ابتهاج(سایه)،غزلسرای ناب ،که بسیار زیبا و گیراست...امیدوارم لذت ببرید

نشود فاش کسی آنچه میان من و توست
تا اشارات نظر نامه رسان من و توست
گوش کن با لب خاموش سخن می‌گویم
پاسخم گو به نگاهی که زبان من و توست
روزگاری شد و کس مرد ره عشق ندید
حالیا چشم جهانی نگران من و توست
گرچه در خلوت راز دل ما کس نرسید
همه جا زمزمه عشق نهان من و توست
گو بهار دل و جان باش و خزان باش، ارنه
ای بسا باغ و بهاران که خزان من و توست
این همه قصه فردوس و تمنای بهشت
گفت و گویی و خیالی ز جهان من و توست
نقش ما گو ننگارند به دیباچه عقل
هرکجا نامه عشق است نشان من و توست
سایه زاتشکده ماست فروغ مه مهر
وه از این آتش روشن که به جان من و توست


Tags : هوشنگ ابتهاج , سایه , تا اشارات نظر نامه رسان من و توست
یکشنبه بیست و سوم شهریور 1393 18:59 atousa

چیزی نمیتونم بگم...

خیلی چیز ها باورش سخته اما بعضی چیز ها اصلا" باور کردنی نیست...

دبیر شیمی پایه ی دوم ،خانم براتی ،دیگه نیست...دیگه اینجا نیست...دیگه کنار ما نیست...

پ.ن:رفتن تو نمیتونه مرگ این خاطره ها شه...(روزبه بمانی)


یکشنبه نهم شهریور 1393 12:39 atousa

کسب بزرگ ترین جایزه علم ریاضیات در جهان؛

جایزه "فیلدز" رو

به سرکار خانم مریم میرزاخانی تبریک میگم...مایه ی افتخار

چگونه این زن ایرانی برای جهان ریاضیات افتخار آفرید؟چگونه این زن ایرانی برای جهان ریاضیات افتخار آفرید؟


چهارشنبه بیست و دوم مرداد 1393 22:47 atousa

امشب اگر یاری کنی، ای دیده توفان می کنم

آتش به دل می افکنم، دریا به دامان می کنم

می جویمت، می جویمت، با آن که پیدا نیستی

می خواهمت، می خواهمت، هر چند پنهان می کنم

زندان صبرآموز را، در می گشایم ناگهان؛

پرهیز طاقت سوز را، یکسر به زندان می کنم

یا عقل تقوا پیشه را، از عشق می دوزم کفن

یا شاهد اندیشه را، از عقل عریان می کنم

بازآ که فرمان می برم، عشق تو با جان می خرم

آن را که می خواهی ز من، آن می کنم، آن می کنم

*دوستان ،سیمین بهبهانی،بانوی غزل در کما به سر می بره...براشون دعا کنید...

**نیمای غزل درگذشت...روحش شاد...


جمعه هفدهم مرداد 1393 17:20 atousa

دوستان عزیزم عید فطر برشما مبارک باشه...

ماه رمضون متاسفانه خیلی زود گذشت...

(نظرات در پست پایین)

)


دوشنبه ششم مرداد 1393 19:33 atousa

من نمی دانم و همین درد مرا سخت می آزارد...
که چرا انسان این دانا این پیغمبر
 در تکاپوهایش چیزی از معجزه آن سوتر
 ره نبرده ست به اعجاز محبت چه دلیلی دارد ؟
چه دلیلی دارد که هنوز
مهربانی را نشناخته است ؟
 و نمی داند در یک لبخند
 چه شگفتی هایی پنهان است
من برآنم که درین دنیا
خوب بودن به خدا سهلترین کارست
 ونمی دانم که چرا انسان تا این حد با خوبی بیگانه است
و همین در مرا سخت می آزارد
 شعر رنج-فریدون مشیری

غزه...


پنجشنبه دوم مرداد 1393 16:13 atousa

تصویر از :  آتوســا


Tags : مولوی , یار مرا غار مرا , یار تویی غارتویی
جمعه بیستم تیر 1393 19:12 atousa